ميرزا حسن حسينى فسايى
454
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
امراى كاردان شفقت گرديد و اعيان نواحى داغستان به پايهء سرير معدلت مسير رسيده ، اظهار اطاعت و بندگى « 1 » نموده ، مورد عنايت شاهانه شده ، عود به ولايت خود نمودند و چون از انتظام شيروان و داغستان فراغت حاصل فرمود ، موكب و الا نهضت فرموده ، با فر جمشيدى و شكوه اسكندرى وارد دار السلطنه تبريز گرديد « 2 » و چون بلاد آذربايجان و ايروان و شيروان و گرجستان كه در زمان شاه جنتمكان ، در تصرف اولياى دولت صفويه بود و نزديك پنجاه سال امناى دولت عثمانيه ، آنها را از تصرف اعيان قزلباش بيرون برده بودند ، در اين چهار پنج سال به عنايت الهى و زوربازوى اقبال اعليحضرت شاهنشاهى به تصرف درآمد و نزديك به پنج سال بود كه سپاه قزلباش در ركاب همايون به تسخير قلاع و نظم ولايات و جنگ با دشمن اشتغال داشته و انواع مشقتها را متحمل شده و سختيها كشيده بودند و هيچ پادشاهى جز سلطان صاحبقران امير تيمور گوركان سفر پنجساله نكرده بود « 3 » و اينگونه فتوح پىدرپى عايد هيچ كسى نگشته بود ، رأى عالمآراى شاهنشاهى بر عزم مراجعت به مقر سلطنت قرار گرفت و امرا و سرداران سپاه ظفرپناه [ را ] مرخص فرموده ، هر كسى به مقر حكمرانى خود متوجه گرديد . و چون پادشاه دينپناه ، آغاز يورش سفر آذربايجان و گرجستان را در مشهد مقدس رضويه قرار داده بود ، بر خود لازم شمرد كه انجام سفر خيريت اثر را در آن ناحيهء منوره قرار دهد ، پس با نيت صاف ، به عزم طواف آن آستانهء منوره « 4 » ، متوجه مقر سلطنت شده در روز بيست - و ششم ماه رجب اين سنه [ 1015 ] : قوىئيل در دار السلطنه اصفهان نزول اجلال فرمود . و در اين سنه [ 1015 ] : رأى صوابنماى آن حضرت قرار گرفت كه جميع اموال و رقبات موروثه و مكتسبه خود را كه به حساب قيمت آنها به مبلغ پنجاه هزار تومان آن زمان مىرسيد و در سالى كه برآورد مداخل آنها را فرمود به شش هزار تومان درآمد ، وقف بر حضرات عاليات چهارده معصوم پاك ، عليهم السلام فرمود و توليت آنها را با پادشاه ممالك محروسه ايران قرار داد . « 5 » و عيد نوروز سنه پيچينئيل در روز سيم ماه ذى الحجه سال 1016 : اتفاق افتاد . و عيد نوروز سنه تخاقوىئيل در چهاردهم ماه ذى الحجه سال 1017 : اتفاق افتاد و وقت تابستان موكب و الا ، تشريففرماى فريدن « 6 » شد [ و ] بعد از چند روز از تابستان گذشته ، عود به شهر اصفهان نمود و سپاه منصور را روانه چمن سلطانيه « 7 » كرده ، موكب همايون ، از اصفهان تشريففرماى قزوين گرديدند و بعد از ماهى در چمن سلطانيه ، به اردوى اعلى ملحق گشته ، بارگاه سراپردهء شاه را به اوج مهر و ماه افراشتند و امام قلى خان « 8 » والى لارستان پسر نواب اللّهوردى خان بيگلر بيگى فارس ، با سپاه فارس ، چون قطره به دريا ، در چمن سلطانيه به اردوى
--> ( 1 ) . در متن : ( بندهگى ) . ( 2 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 753 . ( 3 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 754 . ( 4 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 754 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 390 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 390 ، 391 . ( 6 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 788 . ( 7 ) . ر ك : همانجا . ( 8 ) . ر ك : همانجا ، ج 2 ، ص 791 .